درداست به جانم چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده درخنده ی من بغض عجیبی
درراه رسیدن به توافتاده ام ازپا
چنگی بزنم بی توبه دامان رقیبی
هرکس به طریقی ثمری دیدولی ما
جزخون دل ازعشق نبردیم نصیبی
ازغیراگرطعنه شنیدیم غمی نیست
درداست ولی طعنه جان سوزحبیبی
لب تشنه به دنبال توهرلحظه دویدم
شایدبه سرابی دل مارابفریبی
هرروزپریشان تروتنهاترم ازقبل
چون بلبل پرکن شده ام نیست شکیبی
برچسب: درداستخوان ران,درد استخوان ساق پا,درداستخوان پا,درداستخوان دنبالچه,درداستخوان دست,درد استخوان زانو,درداستخوان قفسه سينه,درد استخوان فک,درداستخوان شصت پا,درد استخوان ها,
نویسنده: سام میرزاده